masais
که پرنده ای است حالا فسانه ای, نام و قوشی است: آتشپر که از تقدس افتاده این طرفها موش می گیرد!
دیوار
تغزل گرایی نوعی سرمستی است و انسان برای اینکه آسان تر با جهان یکی شود سرمست می شود.انقلاب نمی خواهد مورد بررسی و مشاهده واقع شود.انقلاب می خواهد که به آن بپیوندند.در این معناست که انقلاب تغزلی است و تغزل گرایی برایش ضروری است..
دیواری که در پشت آن مردان وزنان زندانی بودند سراسر باشعر پوشانده شده بود و در برابر این دیوار جماعتی می رقصیدند.اوه نه.این رقص مردگان نبود.در اینجا معصومان می رقصیدند!معصومان با لبخند خون آلودشان.
از کتاب "زندگی جای دیگراست"نوشته ی :میلان کوندرا
!! نوشته شده توسط ابوذر.ق
| 18:18 | پنجشنبه پنجم شهریور 1388
•
آنتراکت.
امروز قرار بود از استیفن کینگ بنویسم گوتیک نویس معروف با نقل قولی از او.ولی مثل خیلی از پست ها ماند برای بعد.به خاطر یک دیدار پیش آمده با خلیل رشنوی:داستان نویس اندیمشکی.می گفتیم :میان این همه روز تکراری این روز یک جور دیگر از آب در آمد.یک آنتراکت بین روزمرگی های وحشتناک.گشتن و گشتن و گفتن آن هم کنار رود دز و بعد یک ساختمان با معماری دیوانه با سیگارهای همچنان پیاپی و پایانی:قهوه خانه.بحث.قلیان پرتقالی!:داستان هایمان دم دست نبود.من رباعی،غزل و "هایکو"های تازه ام را می خواندم و او هم سپید و دست آخر یک غزل اقتباسی.پیش از هر چیزی شاعر خوبی ست و آدمی به شدت گرم به اندازه ی آب و هوای این روز های خوزستان.!
!! نوشته شده توسط ابوذر.ق
| 21:17 | دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
•


