masais
که پرنده ای است حالا فسانه ای, نام و قوشی است: آتشپر که از تقدس افتاده این طرفها موش می گیرد!
دری را به زمستان باز کن.
جهان فرسوده ام فقط در کفش ها و پیراهنم رخ نمی دهد
مثال های دیگر هم دارم
تشنه هستم
اما نمی خواهم از این لیوان شکسته ی پیر
آب بنوشم
دری را به زمستان باز کن.
از مجموعه شعر "ساعت ده صبح بود" سروده ی احمدرضا احمدی
!! نوشته شده توسط ابوذر.ق
| 18:2 | چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388
•


