تبليغاتX
masais

آنتراکت.

امروز قرار بود از استیفن کینگ بنویسم گوتیک نویس معروف با نقل قولی از او.ولی مثل خیلی از پست ها ماند برای بعد.به خاطر یک دیدار پیش آمده با خلیل رشنوی:داستان نویس اندیمشکی.می گفتیم :میان این همه روز تکراری این روز یک جور دیگر از آب در آمد.یک آنتراکت بین روزمرگی های وحشتناک.گشتن و گشتن و گفتن آن هم کنار رود دز و بعد یک ساختمان با معماری دیوانه با سیگارهای همچنان پیاپی و پایانی:قهوه خانه.بحث.قلیان پرتقالی!:داستان هایمان دم دست نبود.من رباعی،غزل و "هایکو"های تازه ام را می خواندم و او هم سپید و دست آخر یک غزل اقتباسی.پیش از هر چیزی شاعر خوبی ست و آدمی به شدت گرم به اندازه ی آب و هوای این روز های خوزستان.!

!! نوشته شده توسط ابوذر.ق | 21:17 | دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 •

RSS