سور نو..!
تا بگویم غزلی در گوشت در همین حالت نوشا نوشت
بستری پر بکن از رفتارت بوسه ای وا برهان از دوشت
دامنی رقص درآور درباد بویی آور ز شبِ "تن پوشت"
ساعتی را تو بخوان با این حال با همین همهمه ی خاموشت
لکنت آمد به زبا..با..با..نم: نشود..وَد..فَ..فَ..را..را..موشت:
دست بگشا و کمی هم پیش آی غزلی گمشده در آغوشت
چند دقیقه نقد.!
چند بندی که در زیر آورده می شود: چیزی شبیه نقد است از "علی اصغر شیرزادی" [نویسنده ی پیشکسوت و صاحب کتاب "هلال پنهان" ]که در شماره ی 3315 اطلاعات هفتگی بر داستان من نوشته شده است.و بیشتر خوشحالم :نقاط قوتی را که نام می برد از مواردی بوده است که سعی بر درست به کار بردنشان داشته ام وخوبست که نا موفق هم نبوده ام.و نیز نکات منفی یی را بر می شمرد که :قبلن ازتکیه گاه های داستانی ام بوده ودر اینجا آگاهانه به توصیه ی دوستان سعی در تسهیل آن داشتم ولی گویا از آن طرف بام افتاده ام.!
["پاپیون"اگر نمونه ای معیار برای آشنا شدن با ذهنیت شما و درک زیبایی شناسی پایه در عالم داستان نویسی تان باشد،امکانی وسیع ومناسب فراهم می آورد تا در عرصه ی بحث ونقد ونظر؛ موقعیت وتوانایی هایتان را محک بزنید وبسنجید.با تامل بر این داستان می توان عجالتن برجستگی این خطوط محوری را در کارتان تشخیص داد:
اهمیت ونقش تعیین کننده ی نظرگاه(زاویه دید) را دریافته اید ودر رعایت و به کار بستن دقیق آن تسلط نسبی را به دست آورده اید.می دانید که بسیاری از داستان نویسان حتا خیلی از آنها که به هر تقدیر درخششی داشته اند و اسم و رسمی هم پیدا کرده اند در کاربرد این عنصر مهم واساسی کم وبیش ضعف هایی مشهود دارند.پس بدون تعارف باید بگویم که قطعن به یاری هوش تند!ودقت نظرتان توانسته اید نظرگاه مناسب با ساختار،شکل،موضوع وهدف های داستانتان را آگاهانه بسنجید و به کار ببرید.در ایجاد والقای لحن،که پیوندی نهانی ودرونی با خصوصیات و ویژگی های روان شناختی شخصیت داستان دارد،در اندازه هایی قابل تحسین می توانید موفق عمل کنید.از این دو نکته ی اصلی که بگذریم،انگیزه ی روایت(plot) را هم به تلویح می توان در حاصل کارتان حس کرد و دریافت.و چه خوب است که ارزش های طنز وطعنه ی پوشیده را برای احراز منطق داستان وتقویت ضمنی انگیزه ی روایت به جای آورده اید.
اما نقاط ضعفتان بر می گردد به عرصه ی زبان وهمین ضعف باعث می شود که نتوانید روایت خود را با نرمش و سنجیدگی به پیش ببرید واز گذرگاه و بزنگاه های مربوط به طرح با مهارت بگذرانید ودر پایان بندی مناسبتان به مقصد برسانید.ضمنن ساخت وشکل داستانتان که بر اساس یک طرح "معما گونه"وتا حدی ابهام آمیز قرار بوده سامان بگیرد: به علت نارسایی ونوعی لکنت در توزیع اطلاعات لازم به رغم تلاشهای خلاق ونو آورانه تان پریشان مانده است.
به هر تقدیر قدر قریحه ی نیرومندتان را در عرصه ی داستان نویسی بدانید ومطمئن هستم که می توانید داستان های درخشانی بنویسید.برایتان نشاط خلاق آرزومندم.!]

