اسکناس ده فرانکی
پول چقدر حياتي است. درست همان طور كه رمان نويسان گفته اند: آدم ها به خاطر آن عروسي مي كنند. آدم مي كشند، تملق مي گويند، مي ترسانند. سوار اسب بي يراق مي شوند و به هركودني درس مي دهند. و بالاي تخته ها عمرشان را هدر مي دهند.
ومن هم هر بار که به اسکناس ده فرانکی ام با تصویر هنر مندانه ی "ولتر" که انگار از رباخوارها خجالت می کشد؛نگاه می کنم :ياد خسيس هاي "بالزاك". دزدهاي" زولا"، هنرمندان سخت كوش" كولت "مي افتم والبته "فدريك" مورد علاقه ي"فلوبر"كه همه چيز را در گرو تاس ريختن مي گذاشت. بعد ياد دوستان كلاهبرداري مي افتم كه در رستوراني بخار گرفته منتظر نشسته اند تا ناهارشان را بياورند، دست هاي همديگر را نوازش مي كنند. لابد.
"ادیت پرلمان"
قرن من.!
غزلی نیم بند برای رنسانس کم کم عاشقانه ی این روزها..!
گفتم امشب شعر خوانی می کنم اندکی هم همزبانی می کنم
تا که روزی گل دهد دستان دوست شعر خود را باغبانی می کنم
گریه ای سر می دهم درپای آن چشم را خانه تکانی می کنم
تا بیایی و شبی با هم شویم این زمین را آسمانی می کنم
بیت آخر نیست می دانم :عزیز! وعده ای با مهربانی می کنم
یک دو شعری مانده تا چشمان تو من تو را آخر جهانی می کنم
دوازده هزار راس گاو!
برای من که علوم گاوی! خوانده ام دوازده هزار راس گاو صحنه ی دل پذیری باید باشد.ولی خیلی بی ذوق مآبانه می شود اگر متوجه بشوی این اسم کتابی به انتخاب مترجمی است که فقط زحمت ترجمه ی دو داستان کوتاه را از نویسنده ی رومانیایی"میرچا الیاده" کشیده است:"یک مرد بزرگ,دوازده هزار راس گاو"وحتا تلاش نکرده است تا آنچه در نامگذاری "مجموعه داستانها"معمول است را به کار بگیرد: اینکه اسم یکی از داستانها را برای عنوان کتاب برگزیند و نام هردو داستان را در عنوان آورده است.جدن جللل خالق!!!
ولی باز خوب است که بعد از سالها یکی پیدا شده که نویسنده ای رومانیایی را با سبک کمی در ایران غریب"fantastic"(فانتزی) ویا به عبارت فارسی" شگرف" آشنا کرده است وباز حیف که مترجم آن کمی گشاد تشریف داشته اند.
کمی از نویسنده:
زاده ی1907در بخارست.
که رشته ی ادیان را درهندوستان خوانده است.وبا شروع جنگ جهانی دوم به لندن می رود وچند سال بعد به استادی دانشگاه سوربن می رسد.او دل مشغولی های سه گانه اش را اینطور بیان می کند.البته بیان می کرد چون 21سال پیش به درجه ی رفیع و نامعلومی نائل شده است:1_علوم طبیعی: که از آن به شرق شناسی,فلسفه وتاریخ ادیان کشیده شدم 2_تجزیه وتحلیل های روانشناسی3_ادبیات:به ویژه ادبیات تخیلی وحماسی .
اما چیزی که در نوشته ی او مشهود است با اینکه این چنین فضای غریبی را انتخاب کرده است تسلط و یا به عبارتی رعایت ریاضی وار؛عالمانه! وبی بدیل عناصر داستانی ست.واز این رو می تواند به عنوان اثری کلاسیک ازاین گونه در دسترس قرار گیرد.
هم درباب ادبیات فانتزی:
این واژه و به نوعی این گونه ی ادبی در بردارنده ی فضاهای توهم برانگیز واعجاب آور است که گاه به نمادینه های عرفانی می آمیزد.(که در ایران لااقل از این نظر جای بسیاری دارد.چه: جای این نوع هم مثل خیلی از ژانرهای ادبی دیگرخالیست. وفقر آن هم آشکارتر)وبا اینکه ازعالم اسطوره یاری بسیاری می گیرد ولی اصلن به فضاهای سوررئال امروزی شباهت پیدا نمی کند وهم این گونه است که با وجود هم خانوادگی یی که با ادبیات تخیلی دارد باز تفاوت خود را نگه می دارد.چنانچه خود " الیاده" نیز می گوید{ با تمام وام گرفتگی به دلیل نوع فضا با رمانتیک آلمانی وداستانهای ادگار آلن پو یا بورخس تمایز ساختاری دارد.}ومی شود آن را وامدارتر به علم دانست ولی با این وجود داستانی علمی نیست این طور بگویم که در این نوشته ها علت ومعلولی فضای خیالی گونه ی داستان با "دلیلواره" ها و"توجیه نما"های ظاهرن علمی ساخته می شود.
وباز در پرانتز:(ونه به هیچ وجه علمی که تنها قالب یا رنگ ولعاب آن را دارد وگاه می تواند بزرگنمایی یک قانون علمی باشد که به اندامی نیمه ادبی درآمده است.)
وآخر:
کتاب را انتشارات اساطیر در سال هشتاد با قیمت پانصد تومان چاپیده است.بخوانید وخوب بخوانید شاید یکی ازاین میان فانتزیست درآمد ویا فارسی تر:شگفت نویس!!!


