کتابهای عیدانه!(2)چند مینی مال از "اتوبوس پیر"نوشته ی ریچارد براتیگان
برای آخرین نوشته ی ام سال هیچکس بامزه تر از براتیگان نیست!
علی الخصوص اینکه نیاز به معرفی دم ودراز هم نداره.ولی برای خالی نبودن "عریضه"(چه کلمه یبیخودی معذرت می خوام) دو سه تاجمله ی پشت کتاب رو براتون میارم.
[داستان های براتیگان درست مثل زندگی اش شلوغ:رنگارنگ وجذاب است ودر عین حال فرار و دست نیافتنی .با بیان ساده وگاه ساده لوحانه به واقعیت های روز مره! (ونیز تفاوت وحشتناک آن ها که )هیچ سبک ومکتب ادبی وسنت تاریخی را نمی توان زادگاه یا مبنای شیوه ی خاص نویسندگی او دانست.]
و یه چیزی هم من اضافه کنم سعی کنین وقتی این کتابی که بیشتراز ۶۰تا قصه داره رو می خونین هر دفعه دوتاشو بیشتر نخونین وتقسیمش کنین توسی روز !!!چون که کیفش میره !
ویه کوچولوی دیگه: سال خوشکلی داشته باشین!وحال مینی مالهای باحال:
مشاجره از نوع اسکارلاتی
وقتی زن هفت تیر خالی را تحویل پلیس می داد میگفت:"زندگی کردن توی آپارتمان تک خوابه در سن ـ خوزه با مردی که داره ویولون زئن یاد می گیره خیلی سخته."
چسب زخم
ام روز عصر سرم پر است از احساسات بی زبان واتفاق هایی که بهجای کلمه باید در ابعاد چسب زخم تعریفشان کرد.
داشتم تکه پاره های بچگی ام را بررسی می کردم .این ها تکه هایی از یک زندگی دور اند که نه شکل دارند نه معنی .این ها اتفاق هایی اند که درست مثل چسب زخم افتاده اند.
ماشین نویس ارنست همینگوی
صدایش مثل موسیقی مذهبی است .یکی از دوستانم رفته بود نیویورکتا بدهد ماشین نویس ارنست همینگوی چندتا کار ماشین نویسی برایش بکند .تازه بر گشته .
چون او نویسندهیموفقی است رفته وبهترین ماشین نویس را پیدا کرد که از قضا همان زنی بود که برای ارنست همینگوی ماشین می کرد.همین بس است که نفس آدم را بند بیاورد وسینه را باسکوت صاف کند.
ماشین نویس ارنست همینگوی!
دست هایش مثل هار پیسکورد ظاهر می شوند وبعد نگاه خیره ی پر شور بی نقص اش و بعد صدای ژرف ماشین کردنش رویای هر نویسندهی جوان را تحقق می بخشد.
دوستم ساعتی پانزده دلار به او پول داده است .از لوله کش ها وبرق کار ها هم بیشتر!روزی ۱۲۰دلار برای یک ماشین نویس!
دوستم می گفت او برای آدم همه کار میکند. فقط نوشته ها را می دهی به او وبعد انگار که معجزه شده باشد:املا ونقطه گذاری های درست وجذاب:این قدر قشنگ که اشک توی چشم های آدم پر می شود وپاراگراف ها مثل معبد های یونانی میشوندوتازه او جمله ها را هم برای آدم کامل میکند.
او مال ارنست همینگوی است
او ماشین نویس ارنست همینگوی است.
کتاب های عیدانه!(1) "رز خار زار " نوشته ی رابرت کوور
قصد دارم دراین مجال داده شده ی تعطیلا ت کتاب هایی را که می خوانم به جز معرفی نصفه ونیمه شان تکه متنی هم از آن ها برایتان بیاورم.حالا اولین قرعه به نام رابرت کووری افتاد که در ایران لاقل شناخته شده نیست حتی بین اهالی کرم کتاب!
یک داستان نویس پست مدرن آمریکایی دیگر! در کنار براتیگان بزرگ . دونالد بارتلمی. کورت ونه کات. جان بارت . ویلیام گس. و ویلیام گدیس.
ونیز:خالق رمانهای :
پیدایش برونیست ها.حریق عمومی. پینوکیو در ونیز .همسر جان. ومجموعه داستانهای شبی در سینما. شبی در بستر. وبرخورد های کوتاه دیگر.
که ۴فوریه ی۱۹۳۲ در ایالت آیو وا دنیا آمده است..تو ی نیروی دریایی کار میکرده و الآن هم در دانشگاه براون نگارش الکترونیکی وادبیات تجربی درس می دهد.
مضمون داستان هایش هم مسائل سیاسی روز /کندو کاو در مسائل جنسی/و موضوع مورد علاقه ی من :روایت پست مدرن افسانه های کهن (رز خارزار .پینوکیو در ونیز .افسانهای اووید وهزازو یکشب)است.
والبته بیشتر از هر چیزی در گونه ی منتا فیکیشن یا فرا داستان متبحر است و معروف.
مایکل گارا در مورد همین کتابش می گوید:مجموعه ای از واریاسیون های قوی و ظریف بر این افسانهای کهن پریان است.که در آن اوج به گونه ای تحمل ناپذیر به تعویق می افتد.به گونه ای که این کتاب کوچک وتقریبن بی عیب ونقص به نحوی متناقض نما وسرور انگیز بی پایان می نماید.
وحالا متن:
از آسانی کار در شگفت است.شاخه ها از هم باز می شوند .گل برگهای ابریشمین گونه هایش را می نوازند.بر شمشیر آخته اش زنگاری نه از خون که از شبنم وگرده نشسته است.........
حتا طی طریقی دیگر برای به دست آوردن جام مقدس خون آلود بهتر از این بود.آن گاه که خار بن ها با ناز بالشی از رویش انبوه وناگهانی شکوفه های با طراوت وخار هایی در هاله ای زیبا از پرتو ماه شب چهارده آغوش می گشایندتا اورا چون مادری مهربان در بر گیرند: تلخ کامی تنها خاری است که در جانش فرو میرود..........
شاهزاده خانم خواب می بیند:خواب وانهادگی وخیانت.امیدی از دست رفته . روحی از تن جدا شده.وتنی که روحی بعید را وانهاده است.اغلب نیز چنین خوابی دیده است.
اپیزود نهم
1)این داستان ها غمناک هستند:
۲)این داستان ها غمناک نیستند:
۳)این داستان ها غمناک هستند یا نیستند!؟
۴)این داستان ها غمناک هستند.
ـــ آیا فقط این داستان ها غمناک بودند!؟
ـــ هیچ کدام از این داستان ها غمناک نبودند!؟
ـــ فقط داستان اولی( یک خورده )غمناک بود!؟
ـــاصلا هر کدام از این داستان ها چقدر غمناک بودند!؟
ـــ نه! بازهم نگاه کنید! به جز داستان آخری هیچ کدام غمناک نبودند!؟

