masais
که پرنده ای است حالا فسانه ای, نام و قوشی است: آتشپر که از تقدس افتاده این طرفها موش می گیرد!
وحال:......... !
پیش ! پاریزی به گلریزی از هفت بندش" نای" و" وا "شد که :
شب یلدا فلک از پرده ی قیر/
خواهداسرار قضا پوشاندن
ومن حال گذاشتم که "این" باشد و دراز! واگر که جیزی مینویسم یاکه بنویسم اصلا" دراینجا یا که نه ! ؟
بااین جمع مست و نشئه ای که شدند هفت و گلریزی از او که اینان تا صبح اند .
واین آمد: به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد ..
!! نوشته شده توسط ابوذر.ق
| 17:29 | چهارشنبه سی ام آذر 1384
•


