پیرانه
با دردکشان
این همه نقش
این همه عکس
یک فروغ رخ ساقی
چه کند کز پی دوران نرود
در خم زلف تو آویخت
که در صومعه بازش بینی
زیر شمشیر غمت رقص کنان...غمت...غمت
صوفیان جمله حریفند و نظر باز ولی...
خبرگزاری مهر: سومین جشنواره منطقه ای داستان نارنج با برگزاری مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد.
سناءالدین فرهنگ مدیر پژوهشی جشنواره نارنج ابراز داشت: 310 اثر رسیده از چهار استان فارس، بوشهر، خوزستان و هرمزگان در دو بخش جوان و آزاد داستانهای منتخب برای چاپ در کتاب سومین دوره معرفی شدند.
هیئت داوران سومین جشنواره نارنج نتایج بررسی آثار را به شرح زیر اعلام کرد:
بخش جوان:
1- فرناز زارعیان نویسنده داستان کاتوره از جهرم
2- ابوذر قاسمیان نویسنده داستان مرده ریگ از جهرم
3- میلاد ظریف نویسنده داستان شهر دیوار پلیتی از شیراز
بخش آزاد:
1- زهره زنگنه یوسف آبادی نویسنده داستان سفر دریایی از بوشهر
2- جهانگیر موسوی نویسنده داستان صبح بخیر خاتون از شیراز
3- حسین مقدس نویسنده داستان کلید از داراب
دقایقی پیش در حوزه هنری؛
خبرگزاری فارس: دقایقی پیش در تالار سوره حوزه هنری تهران برترینهای یادواره ادبی امواج بیداری معرفی و از آنها تجلیل شد.
به
گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، همایش ادبی امواج بیداری با
حضور محسن مومنی رئیس حوزه هنری، امیرحسین فردی رئیس مرکز آفرینشهای ادبی
حوزه هنری و رضا اسماعیلی شاعر برگزار شد و برترینهای این یادواره ادبی
هدایای خود را از رئیس حوزه هنری دریافت کردند.
اسامی برگزیدگان به شرح ذیل است:
بخش شعر کلاسیک
محمدجواد شاهمرادی- حسن علی پاکزاد – سیدمحسن حسینی و وحید طلعت
بخش شعر سپید
غزل آزادمقدم – فاطمه طارمی – مسعود طاهری
علی رضا رجبعلیزاده – مهرناز نصیری- محمد صارمی شهاب
* داستان بزرگسال
ابوذر قاسمیان – ناهید قادری حاجیآبادی – عاطفه عبدیخان
* داستان نوجوان
رضا موزونی و مهناز فتاحی
* شعر کودک و نوجوان
شادی نقبایی – صالح سبکملک – علیرضا غلامیپور
* بخش داستان کودک
فاطمه سادات ساداتیان – پگاه علیاقدم – محبوبه ششممتد
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 مشرق نیوز
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
تعجب نمیكند مثل دیوانهای از سر نفهمی نگاه میكند. و بعد بیاعتنا: لباسش را پوشیده و نپوشیده از در میزند بیرون. و زیر برف كنار حوض لوزی شكل میایستد. تنش از ریز گلولههای برف پر میشود. پولكهای زرد برف كه از آبرنگ ناشیانه كاغذ پهن شده، چاقش میكند. حجمی پیدا میكند. قبل از اینكه به زمین بخورد با سر تختش، لحظهای مثل پاندول تا نیمهسیخ میافتد و شناور میشود و برمیگردد و قبل از اینكه خانه را خوب وارسی كند همین كه از دور نگاهی میاندازد خسته و كرخت خودش را زیر نور چراغ زرد مییابد. تا برفهایش آب میشود و با قامت چروكش میایستد و روی من كه وسط اطاق افتادهام سقوط میكند.
جوانكی ۳ـ ۲۲ ساله در گوشه گوشه تصویر سیاه تلویزیون با عینك ته قرابه و ریش یك در میان، ظاهر میشود و میخندد، و مدام میگوید: «من كی باید خودكشی كنم؟ من كی باید خودكشی كنم؟» مسخره و خندهدار.
مثل یك برنامه تلویزیونی هر بار یك جای صفحه حاضر میشود، تا در وسط صفحه
فیكس میشود و دیگر چیزی نمیگوید و به قعر میرود: شعاعهایی از جاهایی كه
ظاهر شده بود به قعر فرستاده میشود. شكل مخروطی میشود كه حالا او در راس
است. بالا.
